اختلاف اجاره در دبی به دادگاه عادی نمیرود، بلکه به مرکز حل اختلافات اجاره میرود — مناطق آزاد هم در همین شمار است. فرمان شمارهٔ ۲۶ سال ۲۰۱۳ ساختار مرکز را وصف میکند: ادارهٔ میانجیگری که ظرف ۱۵ روز سازش را میجوید، شعبهٔ بدوی متشکل از یک قاضی و دو متخصص املاک، شعبهٔ تجدیدنظر که آرایش قطعی است، و ادارهٔ اجرای خودش. سه دستهٔ اختلاف هم هست که مرکز به آنها رسیدگی نمیکند.
راستیآزماییشده در تاریخ 2026-09-15 بر پایهٔ منابع رسمی: متن فرمان شمارهٔ ۲۶ سال ۲۰۱۳ از درگاه قوانین دبی (dlp.dubai.gov.ae). پیوند منبع کنار هر حکم و در پایان مقاله آمده است. درگاه یادآور میشود که نسخهٔ انگلیسی ترجمه است و در صورت اختلاف متن عربی مقدّم است. این مشاورهٔ حقوقی نیست: هر اختلاف بر پایهٔ مدارک خودش سنجیده میشود.
اختلاف اجاره در دبی تقریباً هرگز به دادگاه عادی نمیرسد. برای آن نهادی جداگانه هست با صلاحیت، مراحل و اجرای خودش — و مرزهای این صلاحیت را بهتر است پیش از نیاز به طرح دعوا بدانید.
سند عبارت است از Decree No. (26) of 2013 Concerning the Rent Disputes Settlement Centre in the Emirate of Dubai که در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۳ صادر شد.
چه چیزی در صلاحیت مرکز است و چه چیزی نیست
مادهٔ ۶ دو نیمه دارد: نخست صلاحیت انحصاری و سپس استثناها.
مرکز بهطور انحصاری صالح است (بند «الف») به: همهٔ اختلافات اجاره میان موجران و مستأجران املاک واقع در امارت، از جمله در مناطق آزاد، و دعاوی متقابل ناشی از آنها، و نیز درخواستهای اقدام موقت یا فوری از سوی هر یک از طرفین قرارداد اجاره؛ رسیدگی به اعتراضها نسبت به تصمیمها و آرای قابل اعتراض؛ و اجرای تصمیمها و آرای خودش در اختلافات مشمول صلاحیتش.
مرکز صالح نیست (بند «ب») به سه دسته:
| آنچه بیرون گذاشته شده | چرا دانستنش پیش از طرح دعوا مهم است |
|---|---|
| اختلافات در مناطق آزادی که هیئت یا دادگاه ویژهٔ خودشان را برای اختلافات اجاره دارند | «از جمله مناطق آزاد» در بند «الف» همهجا جاری نیست: اگر منطقه نهاد خودش را داشته باشد، اختلاف آنجا میرود |
| اختلافات ناشی از قرارداد تأمین مالی اجارهای | ساختاری مالی است نه اجاره به معنای قانون اجاره |
| اختلافات ناشی از قراردادهای اجارهٔ بلندمدت مشمول قانون شمارهٔ ۷ سال ۲۰۰۶ | اجارهٔ بلندمدت ثبتی در دفتر املاک است و با قواعد دیگری حل میشود |
سطر سوم کاربردیترین است. اجارهٔ بلندمدت بهعنوان حق در دفتر ادارهٔ اراضی ثبت میشود و منطق «حق در ثبت زنده است» را ما از متن قانون شمارهٔ ۷ سال ۲۰۰۶ بررسی کردهایم. شکلهای مالکیتی که از آن میروید: حق انتفاع و مساطحه.
ساختار: دو بخش و چهار واحد
مادهٔ ۷: مرکز از بخش قضایی و بخش اداری تشکیل میشود. بخش قضایی چهار واحد دارد: ادارهٔ میانجیگری و سازش، شعبهٔ بدوی، شعبهٔ تجدیدنظر و ادارهٔ اجرای آرا.
رئیس مرکز باید قاضیای با درجهای نه پایینتر از قاضی دادگاه تجدیدنظر باشد (مادهٔ ۸).
گام نخست میانجیگری است و ساعت خودش را دارد
ادارهٔ میانجیگری و سازش (مادهٔ ۱۰) اختلاف را دوستانه حل میکند، جز دو دسته: دستورها، درخواستها و دعاوی فوری یا موقت، و دعاوی ثبتشده پیش از لازمالاجرا شدن فرمان.
آنچه برای حساب زمان مهم است:
- رسیدگی با احضار طرفین یا نمایندگانشان، بررسی اسناد و پیشنهاد راهحل انجام میشود؛
- مرور زمان و مهلتهای سقوط حق متوقف میشود از تاریخ ثبت اختلاف در این اداره؛
- اداره میکوشد ظرف حداکثر ۱۵ روز از تاریخ حضور طرفین به سازش برسد؛ این مهلت با تصمیم قاضی ناظر به همان اندازه یا چند نوبت تمدید میشود؛
- سازش حاصل، در توافقنامهای مستند و به امضای طرفین و تأیید قاضی ناظر میرسد — و قدرت سند اجرایی دارد؛
- برای ثبت اختلاف در این اداره بر پایهٔ تعرفهٔ ثبت دعاوی مرکز هزینه گرفته میشود و اگر سازش حاصل شود نیمی از هزینه بازگردانده میشود.
توقف مرور زمان و بازگرداندن نیمی از هزینه، دو حکمی است که میانجیگری را ارزانتر و امنتر از ظاهرش میکند.
بدوی و تجدیدنظر
مادهٔ ۱۳: شعبهٔ بدوی از هیئتهایی تشکیل میشود که هر یک رئیس و دو عضو صاحبصلاحیت و باتجربه در حقوق و املاک دارد. رئیس هیئت باید قاضی باشد؛ با این حال رئیس شورا میتواند حقوقدانی باتجربه و متخصص را رئیس هیئت کند.
مادهٔ ۱۴: شعبهٔ تجدیدنظر از هیئتهایی متشکل از دو قاضی و یک نفر شناختهشده به تجربه در املاک تشکیل میشود و رئیس آن قاضی است. و سپس:
«Judgments of the Appellate Division will be final and not subject to any form of appeal»
«آرای شعبهٔ تجدیدنظر قطعی است و به هیچ شکلی قابل اعتراض نیست.» — فرمان شمارهٔ (۲۶) سال ۲۰۱۳، مادهٔ ۱۴
مادهٔ ۱۶ برای هیئتها مهلت میگذارد: تعیین تکلیف دعاوی ارجاعی ظرف حداکثر ۳۰ روز از تاریخ ارجاع، با امکان تمدید به همان اندازه بر پایهٔ قواعد رئیس شورا.
آستانهٔ تجدیدنظر و شش استثنای آن
مادهٔ ۱۷ حکمی است که پیش از طرح دعوا باید دانست، چون پروندهها را به قابلاعتراض و غیرقابلاعتراض میشکند:
«Judgments of the First Instance Division will be appealed to the Appellate Division, with the exception of judgments issued in rent claims whose value is less than one hundred thousand Dirhams (AED 100,000.00), which will be final and not subject to any form of appeal.»
«آرای شعبهٔ بدوی در شعبهٔ تجدیدنظر قابل اعتراض است، جز آرای صادره در دعاوی اجارهای که ارزش آنها کمتر از صد هزار درهم (۱۰۰٬۰۰۰ درهم) باشد که قطعی و به هیچ شکلی غیرقابل اعتراض است.» — فرمان شمارهٔ (۲۶) سال ۲۰۱۳، مادهٔ ۱۷(الف)
اما این آستانه شش استثنا دارد: رأی زیر آستانه باز هم قابل اعتراض است اگر حکم تخلیه صادر شده باشد؛ اگر رأی قواعد صلاحیت را نقض کرده باشد؛ اگر به چیزی که خواسته نشده، یا بیش از خواسته حکم داده، یا از رسیدگی به خواستهای غفلت کرده باشد؛ اگر علیه کسی صادر شده باشد که بهدرستی نمایندگی نشده یا ابلاغ به او باطل بوده؛ اگر بر اسنادی استوار باشد که بعداً جعلی اعلام شده، یا بر شهادتی که بعداً قضایی کذب شناخته شده؛ یا اگر یکی از طرفین قرارداد، دلیل یا سندی را که میتوانست رأی را تغییر دهد از شعبهٔ بدوی پنهان کرده باشد.
استثنای نخست بزرگترین نگرانی مستأجر را برمیدارد: حکم تخلیه بدون توجه به ارزش خواسته قابل اعتراض است.
مهلت اعتراض و شرط مالی پذیرش آن
مادهٔ ۱۸: مهلت اعتراض ۱۵ روز از روز پس از جلسهای است که رأی در آن صادر شده. اگر محکومعلیه در هیچ جلسهای حاضر نشده و دفاعی نداده باشد، مهلت از تاریخ ابلاغ رأی به او آغاز میشود.
و شرطی که دیر شناخته میشود: برای پذیرش اعتراض در دعاوی مالی، محکومعلیه باید نیمی از مبلغ محکومبه را تا تعیین تکلیف اعتراض نزد مرکز تودیع کند. رئیس مرکز میتواند اعتراض را بدون این تودیع یا با پرداخت بخشی از آن بپذیرد.
مرکز بر چه پایهای حکم میدهد و چه کسی اجرا میکند
مادهٔ ۱۹ منابع را برمیشمارد: قوانین جاری امارت؛ احکام شریعت اسلامی؛ اصول عدالت طبیعی و قواعد حقیقت و انصاف؛ و عرفی که با قوانین، نظم عمومی و اخلاق حسنه مغایر نباشد.
مادهٔ ۲۱: همهٔ آرای قطعی و غیرقابل نقض هر دو شعبه توسط ادارهٔ اجرای آرای خود مرکز اجرا میشود؛ رئیس مرکز میتواند از ادارهٔ اجرای دادگاههای دبی کمک بگیرد.
این فرمان چه چیزی را لغو کرد
مادهٔ ۲۹ دو سند را نام میبرد که فرمان جایگزین آنها میشود: قانون شمارهٔ ۱۵ سال ۲۰۰۹ دربارهٔ رسیدگی به اختلافات اجاره در مناطق آزاد، و فرمان شمارهٔ ۲ سال ۱۹۹۳ دربارهٔ تشکیل هیئت ویژهٔ فصل اختلافات میان موجران و مستأجران. مادهٔ ۲۸ بخش عملی را میافزاید: همهٔ دعاوی و درخواستهای در جریانِ هیئت پیشین در تاریخ لازمالاجرا شدن، در وضع موجود به مرکز ارجاع میشود، جز پروندههایی که برای صدور رأی نگه داشته شدهاند.
دقیقاً به همین سبب، واژهٔ «هیئت» در متن نافذ قانون اجاره به نهادی اشاره دارد که وظایفش را امروز مرکز انجام میدهد — نگاه کنید به بررسی مواد جایگزینشدهٔ قانون اجاره.
آنچه اینجا ادعا نمیکنیم
- نرخ هزینههای مرکز. مادهٔ ۲۳ آن را به تصمیم رئیس شورای اجرایی واگذار کرده؛ فرمان نرخی نمیگوید و ما هم نمیگوییم.
- آییننامهٔ جاری مرکز. مادهٔ ۲۰ رویهها را به مقررات رئیس مرکز سپرده؛ ما چنین مقرراتی را نقل نمیکنیم.
- اصلاحات فرمان پس از ۲۰۱۳. ما فرمان را همانگونه که درگاه منتشر کرده خواندهایم. اصلاحات بعدی در آن متن بازتاب ندارد و ما از خود نمیسازیم.
- فهرست مناطق آزاد دارای هیئت خاص. استثنا با معیار نوشته شده («جایی که چنین نهادی هست») نه با فهرست؛ در فرمان فهرستی نیست.
- مدت واقعی رسیدگی. فرمان مهلتهای هنجاری میدهد؛ اینکه در عمل رعایت میشود یا نه از متن برنمیآید.
منابع
- Decree No. (26) of 2013 Concerning the Rent Disputes Settlement Centre in the Emirate of Dubai — درگاه قوانین دبی: مادهٔ ۶ (صلاحیت انحصاری از جمله مناطق آزاد و سه استثنا)، مادهٔ ۷ (دو بخش و چهار واحد قضایی)، مادهٔ ۸ (رئیس باید قاضی درجهٔ تجدیدنظر یا بالاتر باشد)، مادهٔ ۱۰ (میانجیگری: استثناها، توقف مرور زمان، ۱۵ روز، قدرت سند اجرایی سازش، بازگرداندن نیمی از هزینه)، مادهٔ ۱۳ (ترکیب بدوی)، مادهٔ ۱۴ (ترکیب تجدیدنظر و قطعیت آرای آن)، مادهٔ ۱۶ (۳۰ روز برای تعیین تکلیف)، مادهٔ ۱۷ (آستانهٔ ۱۰۰٬۰۰۰ درهم و شش استثنا از جمله تخلیه)، مادهٔ ۱۸ (۱۵ روز برای اعتراض و تودیع نیمی از محکومبه)، مادهٔ ۱۹ (منابع حکم)، مادهٔ ۲۱ (اجرا)، مادهٔ ۲۸ (ارجاع پروندههای هیئت پیشین)، مادهٔ ۲۹ (جایگزینی قانون شمارهٔ ۱۵ سال ۲۰۰۹ و فرمان شمارهٔ ۲ سال ۱۹۹۳). صادر در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۳.
- Law No. (33) of 2008 Amending Law No. (26) of 2007 Regulating the Relationship between Landlords and Tenants in the Emirate of Dubai — درگاه قوانین دبی: قانون نافذ اجاره نهاد را «هیئت» مینامد و این ارجاع به نهادی است که همین فرمان جایگزینش کرده است.


